سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران

























 

 

عزادارى امام زمان(عج)؛

بنابر روایات، امام زمان(عج) در زمان غیبت و ظهور بر شهادت جدّشان گریه مى‏کنند. آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سیدالشهدا(ع) مى‏فرمایند: «فلئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرک المقدور، و لم اکن لمن حاربک محاربا و لمن نصب لک العداوة مناصبا فلاندبنّک صباحا و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما، حسرة علیک و تأسفاً على ما دهاک»؛ بحارالانوار، ج 101، ص 320. «اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و دور ماندم از یارى تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ کنم و با بدخواهان تو پیکار نمایم؛ هم اکنون هر صبح و شام بر شما اشک مى‏ریزم و به جاى اشک در مصیبت شما خون از دیده مى‏بارم و آه حسرت از دل پر درد بر این ماجرا مى‏کشم».

در سوگ تو با سوز درون مى‏گریم‏ از نیل و فرات و شط، فزون مى‏گریم‏

گر چشمه چشم من، بخشکد تا حشر از دیده به جاى اشک، خون مى‏گریم‏

 


نوشته شده در سه شنبه 90/9/15ساعت 12:10 صبح توسط شوق یار نظرات ( ) |

پایگاه اطلاع رسانی تبیان

دوستانه با خدا درعید قربان

عید قربان

توصیف خدای متعال

حکومت از آن کیست؟

طلب استجابت دعا

عرضه حاجات به درگاه الهی

امام سجاد علیه السلام برای روز عید قربان، دعایی با مضامین زیبا دارد که درآن ضمن توصیف حضرت باری تعالی، درخواستهای خویش را از حضرت قاضی الحاجات تمنا می کند و خالصانه و خاشعانه با معبود خود راز و نیاز می نماید:

پروردگارا! امروز روز فرخنده ایست و بندگان یکتا پرست تو در چنین روز دور هم گرد آیند و از اقطار زمین بیکجا جمع شوند. همه از تو مسئلت دارند و همه دست طلب پیش آورده اند و همه به تو امیدوار و از تو بیمنا کند. درچنین کیفیت به سوی آنان می نگری و حاجاتشان برآوری.

توصیف خدای متعال

پروردگارا! من ترا دراین روز به بخشش و بخشایش تو سوگند می دهم آن چنانکه حاجات من در پیشگاه تو ناچیز و کوچک است از تو می خواهم که به روح مقدس محمد و آل محمد رحمت فرستی و می خواهم ای پروردگار ما، ای که سلطنت و حمدت ویژه توست، ای خداوند حلیم و کریم، ای آفریدگار مهربان و روزی رسان! ای منبع جلال و عظمت! ای پدید آورنده آسمان و زمین.. در آن هنگام به بندگانت خیر و عاقبت ارزانی داری. در آن هنگام که به پرستندگان خود برکت بخشی و از نورهدایت بهره مند شان سازی، درآن هنگام که توفیق عبادت به آنان دهی و آنان را بسوی خویش راه بنمایی، درآن هنگام که بر درجه و منزلتشان بیفزایی و به خیر دنیا و آخرتشان رسانی.

ای پروردگار من! که سلطنت و حمدت برازنده الوهیت توست از تو می خواهم به روان مقدس محمد که بنده تو و پیامبر تو و حبیب تو و برگزیده از کائنات است و به روان فرزندان پارسا و پاکدامن ونیکو کار رحمت فرستی. رحمتی که جزتو هیچ کس به شماره اش توانا نباشد، و ما را هم از بندگان صالح خویش شماری و از آنچه آنان خواسته اند به ما نیز بهره ای عطا فرمایی.

ای پروردگار جهان و جهانیان! چنان خواهم که ما و آنان را بیامرزی، زیرا تو برهر چه اراده فرمایی توانا باشی.

پروردگارا! به درگاه توحاجات خویش عرضه داشته ام ودر این روز مبارک با فقر و مسکنت به سوی تو روی آورده ام. من آن اندازه که به رحمت و مرحمت تو طمع دارم هرگز از عبادت و طاعت خویش توقع ندارم، زیرا رحمت تو وسیعتر و مغفرت تو اطمینان بخش تر از طاعت و عبادت ما هست. پس به روان مقدس محمد و آل محمد رحمت فرست وهر حاجتی که به سوی تو آورده ام برآور زیرا خواسته های من بر تو سنگینی نکند و درخواست من در پیشگاه تو گزاف و بیهوده نباشد. من به سوی تو نیازمندم و تو از من بی نیازی، من تاکنون جزاز تو خیر ندیده ام و جز تو هیچ کس از من دفع شر نکرده است، و من جز از تو ای پرورد گار از هیچ کس امیدوار نیستم.

الهی! آن کسان که به امید کرم و کرامت به سوی آفریدگار روی آورند، خویشتن را برای عرض حاجات آماده سازند و من اکنون خود را آماده ساخته ام و با تهیه و تعبیه امید و آرزو به درگاه تو آمده ام و از تو عفو و مرحمت و کرم و کرامت تمنا دارم.

پروردگارا! به روح مقدس محمد و آل محمد رحمت فرست و با این امیدواری نومیدم مگردان.

ای خدا! ای بخشنده و بخشاینده! ای آن که حاجت حاجت مندان هرچه مرموز باشد برتو پنهان نیست، ای آن که هرچه ببخشی خزانه سرشارت زوال نبیند، من به درگاه تو با دست تهی و روی سیاه آمده ام، مرا به طاعت و عبادتم تکیه ای نیست، نه طاعتی فرستاده ام که مقبول باشد و نه جز شفاعت محمد و آل محمد به شفاعت کسی پشت گرمی دارم. من به جرائم اعمال خویش اعتراف آورده ام، من اقرار دارم که بد کرده ام پس به عفو عظیم تو، به آن عفو که خطاکاران را شامل شود امیدوارم که مرا نیز مشمول خویش سازد. خطا کاران به خطای خود پایدار ماندند و روزگاری دراز در ملاهی و مناهی بسر آوردند ولی بخشایش تو ای پرورگار من نومیدشان نساخت و کرم تو محرومشان نداشت و من هم چشم طمع به بخشایش تو که خطاکاران را نومید و محروم نمی دارد دوخته ام.

ای پروردگار من! ای که رحمت تو وسیع و عفو تو عظیم و کرم توعمیم است.

یا عظیم! یا کریم! به روان محمد وآل محمد رحمت فرست و به سوی من با عطوفت و رحمت بنگر و فضل و مغفرت خویش را به من ارزانی دار.

حکومت از آن کیست؟

اللهم ان هذا المقام لخلفائک و اصفیائک و مواضع امنائک فی الدرجة الرفیعة التی اختصصتهم بها و قد ابتزوها و انت المقدر لذلک لا یغالب امرک ولا یجاوز المحتوم من تدبیرک کیف شئت و انـّی شئت و لما انت اعلم به غیر متهم علی خلقک ولا لارادتک حتی عاد صفوتک و خلفائک مغلوبین و مقهورین مبتزین یرون حکمک مبدلا و کتابک منبوذاً و فرائضک محرفة عن جهات اشراعک و سنن نبیک متروکة.

پروردگارا! دولت و حکومت ویژه خلفا و برگزیدگان تو باشد. آنان که از سوی تو چنین فرمان داشته اند و شایسته بودند که نماینده تو در جهان باشند، تو چنین خواسته ای و مشیت علیای تو به هر چه پیوندد با مصلحت مطلق و خیر محض مقرون است. کس نتواند ترا به انحراف متهم سازد، و اراده مقدس ترا هوس شمارد. ولی برگزیدگان پاکدامن و شایسته تو به سوی تو مقهور و مغلوب و مظلوم باز گشته اند، فرمان تو را دستخوش تعطیل اهمال یافته اند و کتاب ترا متروک و سنت های پیامبر ترا پایمال دیده اند.

پروردگارا! بر دشمنانشان و آنان که به دشمنی این قوم رضا داده اند لعنت و نکبت فرو فرست و پیروان گمراه و سیاه کارشان را از درگاه خود بران.

پروردگارا! به روان محمد و آل محمد رحمت فرست زیرا حمد و مجد شایسته ذات حمید و مجید تو باشد.

پروردگارا! آن چنان که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکات و تحیات فرستاده ای بیشتر و بالاتر و بهتر به روان محمد وآل محمد برکات و تحیات ارزانی فرمای و در گشایش و آسایش و تمکین و تایید آنان شتاب فرمای.

طلب استجابت دعا

پروردگارا! چنان کن که نام من در جریده یکتا پرستان و اهل توحید و ایمان نگاشته آید و درصف قومی قرار گیرم که پیامبر و پیشوایان دین ترا تصدیق کرده اند تا من هم از پیروان برگزید گان تو که پیروی آنان بر بندگان تو واجب است به حساب آیم.

پروردگارا! غضب ترا جز حلم تو و خشم ترا جزعفو تو و عقوبت ترا جز رحمت تو باز نگرداند، و مرا جز توبه و انابه و تضرع و التماس از عذاب تو نجات ندهد. پس به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و به آن قدرت که مردگان را زندگی دوباره بخشی و زمین های بی گل و گیاه را در گل و گیاه غرق کنی. به کار من گشایشی عطا کن و مرا از هلاک و دمار ایمن دار. دعای مرا مستجاب فرمای و شربت عافیت به کام من بیفشان و تا دم مرگ از شقاوت و سقوط معافم دار. مگذار که دشمنان من زبان به شماتت من گشایند و بر من چیره شوند.

الهی! اگر تو دست من بگیری و بلندم داری آن کیست که تواند فرودم بیاورد؟ و اگر تو از بلندی مرا به خواری بیاوری آن کیست که تواند دستم بگیرد و بلندم بدارد؟ تو تکریم کن تا کس نتواند توهینی کند و اگر تو توهینم کنی دیگر روی تکریم را نخواهم دید. اگر تو عذابم دهی از رحمت به دور مانم و اگر اراده تو به هلاکت من تعلق گیرد بنده تو بی کس و بیچاره خواهد ماند. من می دانم که به حکومت تو ظلم و ستم راه ندارد و هرگز به عقوبت کس شتاب نیاوری زیرا آنان که شتاب می دارند دوره حکومتشان کوتاه باشد و آنان که ستم کنند سخت ضعیف باشند ولی حکومت تو جاوید و لایزال است و قدرت تو درهم شکننده قدرتهاست.

عرضه حاجات به درگاه الهی

وقد تعالیت یا الهی عن ذلک علوا کبیراً.

پروردگارا! به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و مرا دستخوش بلیات و سزاوار نقمت و عذاب مفرمای. به من مهلت و فرصت بخش و از لغزش ایمنم دار و محنت به دنبال محنت بر من مبار، تو ضعف تن و سستی تدبیر و عجز و مسکنتم را می نگری و می نگری که از غضب تو امروز به تو پناه آورده ام. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست واز غضب خویش پناهم ده. از خشم تو به درگاه تو گریخته ام، به روان محمد و آل محمد رحمت فرست ومرا به درگاهت بپذیر، می خواهم که از عذاب تو ایمن باشم. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و از عذاب خود ایمنم دار، می خواهم که هدایتم کنی. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و هدایتم کن، از تو کمک می خواهم. به روان محمد وآل محمد رحمت فرست و کمک خویش ازمن دریغ مدار. به امید رحمت روی به سوی تو آورده ام. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و نومیدم مساز. می خواهم که بر دشمنان خود پیروز باشم. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و بر دشمنان پیروزیم بخش. از خزانه سرشار تو روزی می جویم. به روان محمد وآل محمد رحمت فرست و برروزیم بیفزای. از تو پشتیبانی ومدد می خواهم. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و پشتیبان من باش. گناهکارم و از تو آمرزش می طلبم. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و مرا بیامرز. تمنا دارم که دیگر دامنم به گناه نیالاید. به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و دامنم را از آلایش گناه برکنار دار، ای پروردگارمن . زیرا چنان خواهم که هرگز به معصیت باز نگردم و از آنچه مکروه درگاه تو است برای همیشه پرهیز کنم و اگر اراده فرمایی این توفیق نصیب من خواهد شد.

خدای من! ای پروردگار من! ای خدای مهربان و روزی ده من! به روان محمد و آل محمد رحمت فرست و آنچه از تو خواسته ام به من باز ده. اراده کن، تقدیر کن، امضاء کن، رضا باش که حاجات من بر آورده شود، و این سعادت را برمن فرخنده و مبارک گردان، و برآنچه تمنا کرده ام به فضل و کرم خویش بیفزای، زیرا دست تو گشاده و انعام تو فراوان و خزانه تو سرشار است

فانک واسع کریمو چنان خواهم که خیر دنیای مرا با خیر آخرت بپیوندی و به نعیم جاویدانم رسانی.

 

یا ارحم الراحمین.

منبع:

- دعای چهل وهشتم، صحیفه سجادیه.


نوشته شده در یکشنبه 90/8/15ساعت 8:21 عصر توسط شوق یار نظرات ( ) |

دحو الأرض در فرهنگ دینی

 

نویسنده: حسن نجفی

معنای لغوی :

در مجمع البحرین آمده است که : قوله تعالى: وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها [79/ 30]
أی بسطها، من" دحوت الشی‏ء دحوا" بسطته. و درحدیث است " یوم دحو الأرض"
أی بسطها من تحت الکعبة، و هو الیوم الخامس و العشرون من ذی القعدة. و فیه:
" خرج علینا أبو الحسن یعنی الرضا (علیه السّلام) بمرو فی یوم خمسة و عشرین من ذی القعدة، فقال: صوموا، فإنی أصبحت صائما، قلنا: جعلنا الله فداک أی یوم هو؟ قال: یوم نشرت فیه الرحمة و دحیت فیه الأرض" « التهذیب ج 1 ص 306»
قال بعض شراح الحدیث: فیه إشکال، و هو أن المراد من الیوم دوران الشمس فی فلکها دورة واحدة، و قد دلت الآیات على أن خلق السماوات و الأرض و ما بینهما فی ستة أیام، فکیف تتحقق الأشهر فی تلک المدة؟ ثم قال: و أجیب بأن فی بعض الآیات دلالة على أن الدحو متأخر.(مجمع البحرین، ج‏1، ص: 135)
«دحوالارض» به معنى گستردن زمین است. دَحو از جهت لغوى به معنى گستردن است و بعضى آن را به معنى پرتاب کردن و تکان دادن چیزى را از محل اصلیش نیز معنا کرده‏اند و چون این دو معنا لازم و ملزوم یکدیگرند به یک مطلب برمى‏گردد، بنابراین مراد از دحوالارض این است که در آغاز تمام سطح زمین را آب‏هاى حاصل از باران‏هاى سیلابى نخستین فرا گرفته بود. این آبها تدریجاً در گودال‏هاى زمین جاى گرفتند و خشکى‏ها از زیر آب سربرآوردند و روز به روز گسترده‏تر شدند تا به وضع فعلى درآمد، (تفسیر نمونه، ج 26، ص 100) که به نظر برخى از مفسرین آیه 30 سوره نازعات وَ اَلْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها زمین را بعد از آن گسترش داد اشاره‏اى به همین گسترده شدن زمین دارد. به هر حال تعیین یک روز خاص مى‏تواند به عنوان زاد روز یا آغاز دوره‏اى باشد که زمین از وضع پیشین خود متحول گشته (پس از گذشت دوران‏هایى که مى‏گویند زمین کره مشتعلى بوده، رفته رفته سرد شده و بین از یکسرى تغییرات) سطح آن را مواد خاکى و عناصر اولیه پوشانده و آماده براى ظهور گیاهان و حیوانات گشته است. در برخى از احادیث نیز آمده است که زمین در آغاز از زیر کعبه فعلى گسترش یافته است. در کتاب سعد النفوس للنفوس المنضود ص28 در ذیل « هو الذی مد الارض و جعل فیها رواسی و .....» آورده است که مدّ بمعنای همان دحوالارض می باشد که خداوند زمین را چون فرشی مبسوط کرد برای بندگان ....
در الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج‏30، ص: 90 روایتی از امام علی علیه السلام آمده است، عن إمام المتقین علی علیه السّلام: «إن شامیا سأله عن مکة المکرمة لم سمیت مکة؟ قال: لأن الله مک الأرض من تحتها، أی دحاها». و المک هو الدحرجة کما فی القاموس. فرد شامی از امام سوال نمود ، چرا مکه را مکه نامیدند امام علیه السلام فرمود به این دلیل که زمین از زیر حرکت پیدا کرده است و مکّ به معنای حرکت منظم و اظطراب است و آنچه که در تفاسیر از دحوالارض به بسط و گسترش یاد میکنند منافی این معنا نیست ، چرا که هر بسط و انبساطی ملزم به حرکت و اظطراب است .
و عنه علیه السّلام أیضا: «فلما خلق الله الأرض دحاها من تحت الکعبة ثم بسطها على الماء».
در کتب ادعیه و آداب و سنن شب و روزى به عنوان «دحوالارض» ضبط شده است که همان شب و روز بیست و پنجم ماه ذیقعده است و براى عبادت در این روز و روزه روز آن ثواب فراوانى نقل کرده‏اند و همچنین براى این روز نماز و دعاى مخصوصى نیز وارد شده است که دعاى این روز مشتمل بر مضامین عالى اخلاقى و اجتماعى و طلب رحمت و توفیق توبه و پیروزى اهل حق است، (تفسیر پرتوى از قرآن، تفسیر جزء سى‏ام، سوره نازعات، ذیل آیه 30).
در مفاتیح‏الجنان در باب اعمال ماه ذیقعده روایتى نقل شده است که چنین است: از حسن بن على وشّار روایت است که گفت من کودک بودم که با پدرم در خدمت امام رضا(علیه السلام) شام خوردیم در شب بیست و پنجم ماه ذیقعده پس فرمودند که امشب حضرت ابراهیم(علیه السلام) و حضرت عیسى(علیه السلام) متولد شده‏اند و زمین از زیر کعبه پهن شده است پس هر که روزش را روزه بدارد چنان است که شصت ماه را روزه داشته است و در روایت دیگرى آمده است که در این مثل چنین روزى حضرت قائم(علیه السلام) قیام خواهند نمود. آنچه در مجموع استفاده مى‏شود این است که: این روز مبارکى است که رحمت الهى براى بندگان گسترش یافته، گسترش زمین در چنین روزى سمبل و نمادى از گسترش رحمت و فیض الهى براى بندگان اوست.

وقایع روز دحوالارض

بدانکه در بیست و پنجم ذى القعده ، آدم صفى علیه السلام بدستیارى جبرئیل ، خانه کعبه را برآورد و حجرالاسود را نصب کرد و این خانه ، محل اسعاف مطالب و مطاف قادم و ذاهب بود تا دو هزار و دویست و چهل و دو سال از هبوط گذشته که طوفان نوح ، واقع شد و آب تمام عالم را فرو گرفت و اگر چه ((بیت العتیق )) از آسیب غرق ، محفوظ ماند، اما چنانچه در تاریخ است بیشتر حائط آن بنا، عرصه هدم و محو گشت و بعد از طوفان آن موضع چون تل سرخى مینمود و مردم از آن تل سرخ ، حوائج خود مى خواستند و قربانى مینمودند و این بود تا سه هزار و چهارصد و بیست و نه سال بعد از هبوط که حضرت ابراهیم مأمور به تجدید عمارت خانه مکه شد. بس بمدد اسماعیل و ارشاد جبرئیل بساختن خانه پرداخت . پسر سنگ آوردى و پدر بر روى هم نهادى و چون بمقام حجرالاسود رسید، اسماعیل در پى سنگ نیکوئى بود که در خور آن موضع باشد که صدائى از کوه ابوقبیس بر آمد که اى ابراهیم ! ترا نزد من ودیعتى است و حجرالاسود را که جبرئیل هنگام طوفان در آن کوه پنهان کرده بود، تسلیم ابراهیم کرد و آنحضرت بجاى خودش ‍ استوار فرمود. و تولیت آن بقعه شریفه را به اسماعیل تفویض نمود.
و در این روز، سنه 664، وفات یافت سید اجل عالی مقام ((طاوس آل طاوس رضى الدین على بن موسى بن جعفر)) مشهور به ((سید ابن طاوس )). نسب شریفش منتهى مى شود به ((داود بن حسن بن حسن مجتبى )) علیه السلام . والده ماجده اش دختر ((شیخ مسعود ورام بن ابى فراس )) و برادرش سید اجل ((احمد بن موسى )) صاحب بشرى و ملاذ است و پسر برادرش ((سید عبدالکریم بن احمد)) صاحب فرحة الغرى است و فضائل سید در زهد و عبادت و تقوى و جلالت قدر و معرفت او بعظمت خدا و ائمه علیهم السلام ، زیاده از آنستکه ذکر شود، هر که طالب باشد رجوع به کتب آنجناب نماید خصوص به کتاب ((کشف المهجة )).
(( و کان رحمه الله مستجاب الدعوه و صاحب الکرامات الباهرة و کان فصیحا بلیغا دعاءا و بالجمله اطاله الکلام فى حقه اذراء لشانه .))
او نمیماند بما گرچه ز ما است ما همه مسیم و احمد کیمیا است
و در این روز، سنه 760، وفات یافت ((عبدالله بن یوسف حنبلى )) معروف به ((ابن هشام )) صاحب کتاب ((مغنى اللبیب )) و او غیر از ((ابن هشام )) صاحب ((سیره نبویه )) است . (کتاب وقایع الایام حاج شیخ عباس قمی)
در مناظره‌ معروفی‌ که‌ بین‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام) و ابن‌ ابی‌ العوجاء اتفاق‌ افتاد ـ طبق‌ نقل‌ مرحوم‌ صاحب‌ حدائق‌ در ج‌17 ص‌390 کتاب‌ حدائق‌ الناضرة‌ ـ حضرت‌ چنین‌ فرمود: خداوند کعبه‌ را دوهزار سال‌ قبل‌ از دحوالارض‌ خلق‌ کرد.

در متون تفسیری :

إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمِینَ (آل عمران / 96)
محقق است که اول خانه که براى افراد انسان قرار گرفت هر آینه خانه‏اى است که در مکه در حالى که با برکت است و وسیله هدایت اهل عالم است.
آنچه مستفاد از اخبار بسیاریست که در کافى و غیره نقل شده و میتوان منطبق بر قواعد هیئت نمود اینست که کره زمین در جوف دریا بود و آب احاطه بجمیع اطراف زمین داشت و بتوسط باد امواج دریا بسیار شد و در اثر آن یک قسمت از زمین از آب خارج شد که فعلا یک ربع از کره زمین از آب خارج است و اول قطعه که از آب خارج شده مسجد الحرام بود که کعبه در آن واقع و سپس بتدریج خارج شد تا کنون که یک ربع کره خارج شده، و ممکن است معناى دحو الارض که در اخبار دارد روز 25 ذى القعده بوده که اول مکه بود و سپس سایر بقاع همین معنى باشد و ممکن است که مکه را امّ القرى گفتند بهمین مناسبت باشد و این معنى مثبتست بر اینکه معناى. للناس جهت استفاده زندگى باشد. و اما اگر مراد جعل بر عبادت باشد چنانچه از پاره اخبار استفاده میشود مراد از بیت کعبه معظمه است و دلیل بر این میشود که اول ساختمانى که روى زمین بنا شد کعبه بوده که حضرت آدم على نبیّنا و آله و علیه السّلام قواعد آن را بنا کرد و طواف حول کعبه نمود و سپس انبیاء بعد از او تا زمان ابراهیم علیه السّلام که مأمور شد با اسمعیل بر آن قواعد جدران کعبه را بنا کند (أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏3، ص: 288)
(و الارض بعد ذلک دحاها).
منظور از «دحو الارض» این است که در آغاز تمام سطح زمین را آبهاى حاصل از بارانهاى سیلابى نخستین فرا گرفته بود این آبها تدریجا در گودالهاى زمین جاى گرفتند و خشکیها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‏تر شدند تا به وضع فعلى درآمد- و این مسأله بعد از آفرینش زمین و آسمان روى داد. (آیه 31)- بعد از گسترش زمین و آماده شدن براى زندگى و حیات سخن از آب و گیاه به میان آورده، مى‏فرماید: «و از آن، آب و چراگاهش را بیرون آورد» (اخرج منها ماءها و مرعاها).
این تعبیر نشان مى‏دهد که آب در لابلاى قشر نفوذ پذیر زمین پنهان بود، سپس به صورت چشمه‏ها و نهرها جارى شد و حتى دریا و دریاچه‏ها را تشکیل داد. ولى از آنجا که عوامل مختلفى مى‏توانست آرامش زمین را بر هم زند- از جمله طوفانهاى عظیم و دائمى و دیگر جزر و مدهائى که در پوسته زمین بر اثر جاذبه ماه و خورشید و همچنین لرزه‏هایى که بر اثر فشار مواد مذاب درونى رخ مى‏دهد- آن را به وسیله شبکه نیرومندى از کوهها که سرتاسر روى زمین را فرا گرفته آرام کرد.
و لذا مى‏فرماید: «و کوهها را ثابت و محکم نمود» (و الجبال ارساها).
و در پایان مى‏فرماید: «همه اینها براى بهره‏گیرى شما و چهارپایانتان است»! (متاعا لکم و لانعامکم). تا از مواهب حیات بهره گیرید و به غفلت نخورید. (برگزیده تفسیر نمونه ج 5 ص 401).

 

ترجمه‌ فرازهایی‌ از دعای‌ این‌ روز:

خدایا! زمین‌ را گستراندی‌، دانه‌ را در لایه‌های‌ تاریک‌ زمین‌ شکافتی‌، مرارت‌ را از دوش‌ بندگان‌ برگرفتی‌، غم‌ و اندوه‌ را از دلها زدودی‌. عزیزا! در این‌ روز بزرگ‌ و پرفضیلت‌ که‌ نزد مؤمنان‌ به‌ امانتش‌ نهادی‌، تو را به‌ رحمت‌ بی‌انتهایت‌ سوگند می‌دهم‌ که‌ بر بنده‌ صالحت‌ محمد مصطفی‌ و بر خاندانش‌ پاکش‌ درود بفرست‌ واز گنجینه‌ الطافت‌ بارانی‌ پایان‌ نیافتنی‌ برما بباران‌! و بر توبه‌ای‌ خالص‌ و بازگشتی‌ نیکو به‌ سوی‌ خودت‌ یاری‌مان‌ کن‌.


اعمال شب و روز دحو الارض

* روزه :

روز دحوالارض از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روایتى آمده است که روزه ‏اش مثل روزه هفتاد سال است ؛ و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود ؛ و هر چه در میان آسمان و زمین وجود دارد براى کسی که در این روز روزه‏دار باشد استغفار می‌کنند. و این روزى است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از براى عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیارى است و از براى این روز به غیر از روزه و عبادت و ذکر خدا و غسل دو عمل وارد است .

* نماز :

نمازى که در کتب شیعه قمیین روایت شده . و آن دو رکعت است در وقت چاشت در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره و الشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ پس دعا کند و بخواند یا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ .

* دعا :

خواندن این دعا است که شیخ در مصباح فرموده مستحب است خواندن آن اللَّهُمَّ دَاحِی الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیوْمِ مِنْ أَیامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّی عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ یا خَیرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یا کَفِی یا وَفِی یا مَنْ لُطْفُهُ خَفِی الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَینَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِینِی النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یوْمَ یقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیقْ عَلَیهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیتَ إِلَیهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّى تَرْضَى وَ یعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَى یدَیهِ جَدِیدا غَضّا وَ یمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وَ عَلَى جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّى نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیامَهُ وَ صَلِّ عَلَیهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَینَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیهِ [عَلَیهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ * زیارت حضرت امام رضا علیه السلام : که بهترین و بافضیلت‌ترین عمل مستحبی این روز است.

* غسل

* ذکــر خداوند :

معنای ذکر، فقط گفتن الفاظ و اوراد و نام‌های خداوند نیست. بهترین نوع ذکر خدا، به یاد خدا بودن و او را بر اعمال و گفتار و کردار خویش ناظردانستن است.

 

منابع :
مجمع البحرین ریشه دحو
اطیب البیان فی تفسیر القرآن ج3 ص288
برگزیده تفسیر نمونه ج 5
وقایع الایام شیخ عباس قمی
الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن ج3



نوشته شده در یکشنبه 90/8/1ساعت 2:6 عصر توسط شوق یار نظرات ( ) |

نایت اسکین

نایت اسکین

 

باز منتظرت ماندم نیآمدی

 

باز نگاه به درب کردم نیامدی

 

انگار هنوز چشم به راهتم

 

باز از تو خواندم نیامدی


نوشته شده در جمعه 90/7/22ساعت 4:59 عصر توسط شوق یار نظرات ( ) |

آقای رئوف و مهربون

امام رضا (ع)

خوش آمدی

نایت اسکین

< src="http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/milad_imam_reza-aye.swf" type="application/x-shockwave-flash" width="412" height="450" allowaccess="never">
نایت اسکین

نوشته شده در جمعه 90/7/15ساعت 7:54 عصر توسط شوق یار نظرات ( ) |

   1   2   3      >

Design By : Pichak